تاريخ : دوشنبه 22 مهر1392 | 23:4 | نویسنده : Mehran
قسمتم نیست ببینم رخ دلدار ولی

هر کجا هست بداند که خرابش شده ام



تاريخ : پنجشنبه 22 اسفند1392 | 15:12 | نویسنده : Mehran

چرا گرفته دلت مثل آن که تنهایی
چه قدر هم تنها

خیال می کنم دچار آن رگ پنهان رنگ ها هستی
دچار یعنی عاشق
و فکر کن چه تنهاست

اگر ماهی کوچک

دچار آبی بیکران باشد
همیشه فاصله ای هست

دچار باید بود

 



تاريخ : پنجشنبه 8 اسفند1392 | 14:48 | نویسنده : Mehran
به بعضی ها هم باید گفت مهم نیست قشنگ نیستی

قشنگ اینه که مهم نیستی

 



تاريخ : پنجشنبه 8 اسفند1392 | 14:47 | نویسنده : Mehran
من که نباشم دنیا یک "من" کم دارد.

تو که نباشی من یک "دنیا" کم دارم.



تاريخ : شنبه 3 اسفند1392 | 1:19 | نویسنده : Mehran
برای پخته شدن 

نباید زود از کوره در بروید



تاريخ : جمعه 18 بهمن1392 | 3:47 | نویسنده : Mehran
تنهایی را نمی توان تنهایی شکست داد...



تاريخ : سه شنبه 1 بهمن1392 | 2:26 | نویسنده : Mehran
شاید اگر دائم بودی کنارم

یه روز می دیدم که دوستت ندارم



تاريخ : سه شنبه 1 بهمن1392 | 2:2 | نویسنده : Mehran
بعضی ها رو هم باید تو آب جوب شست که لجن ها هم خوشحال بشن که هنوز کثیف تر از خودشون هم هست.

تاريخ : سه شنبه 1 بهمن1392 | 2:1 | نویسنده : Mehran
به بعضی ها هم باید گفت شما عر نزنی خر بودنت به ما ثابت شده

تاريخ : سه شنبه 1 بهمن1392 | 2:0 | نویسنده : Mehran
نداشتن تنها راه از دست ندادن است



تاريخ : سه شنبه 1 بهمن1392 | 1:56 | نویسنده : Mehran
در سر عقل باید بی کلاهی عیب نیست

تاريخ : سه شنبه 1 بهمن1392 | 1:56 | نویسنده : Mehran
یا آن چه هستی بنما یا آن چه می نمایی باش...


تاريخ : شنبه 16 آذر1392 | 12:57 | نویسنده : Mehran
هیچ وقت نخواستم دشمنام رو بشناسم

چون خیلی از دوستام رو از دست می دادم



تاريخ : دوشنبه 22 مهر1392 | 23:14 | نویسنده : Mehran

شهرداری فقط راه پولدار شدنش را آسفالت می کند.

"سهراب گل هاشم"



تاريخ : دوشنبه 22 مهر1392 | 23:13 | نویسنده : Mehran
رشته سخن را به دستش گرفت و کلاهی نو برای مردم بافت.

"سهراب گل هاشم"



تاريخ : دوشنبه 22 مهر1392 | 23:12 | نویسنده : Mehran
فردا اولین روز از بقیه عمر ماست.

"سهراب گل هاشم"



تاريخ : دوشنبه 22 مهر1392 | 23:10 | نویسنده : Mehran

برای رسیدن به هدف باید رسیده شد.

"سهراب گل هاشم"



تاريخ : دوشنبه 22 مهر1392 | 23:8 | نویسنده : Mehran
زندگی یعنی سوخت و ساخت پاخت و نباید باخت.

"سهراب گل هاشم"



تاريخ : دوشنبه 22 مهر1392 | 23:2 | نویسنده : Mehran

سلام بي جواب يعني خداحافظ.

"سهراب گل هاشم"



تاريخ : دوشنبه 22 مهر1392 | 22:59 | نویسنده : Mehran

وقتی از چشمم افتاد دست و پایش زخمی شد.

"سهراب گل هاشم"



تاريخ : جمعه 12 مهر1392 | 22:3 | نویسنده : Mehran

بیا تا لیلی و مجنون شویم، افسانه اش با من
بیا با من به شهر عشق رو کن، خانه اش با من


بیا تا سر به روی شانه ی هم راز دل گوییم
اگر مویت چو روزم شد پریشان، شانه اش با من


مگو دیوانه کو، زنجیر گیسو را تو افشان کن
دل دیوانه ی دیوانه ی دیوانه اش با من


درِ میخانه ی چشمت به گلگشت نگه بگشا
خرابم کن خراب، آبادی ویرانه اش با من


در این دنیای وانفسای حسرت زای بی فردا
خدایا عاشقان را غم مده، شکرانه اش با من


سلام ای غم، سلام ای همزبان مهربان دل
پَر پرواز بگشا چون پرستو، لانه اش با من


چه بشکن بشکنی دارد فلک در کار سر مستان
تو پیمان نشکنی، نشکستن پیمانه اش با من


مگو دیگر ( سمندر ) در دل آتش نمی سوزد
تو گرمم کن به افسون، گرمی افسانه اش با من


دکتر بیژن سمندر



تاريخ : جمعه 12 مهر1392 | 21:59 | نویسنده : Mehran

بگذار سر به سینه ی من، تا که بشنوی،
آهنگ اشتیاق دلی دردمند را،
شاید که بیش ازین نپسندی به کار عشق،
آزار این رمیده ی سر در کمند را .
بگذار سر به سینه ی من، تا بگویمت :
اندوه چیست ، عشق کدامست، غم کجاست؟
بگذار تا بگویمت: این مرغ خسته جان
عمری است در هوای تو از آشیان جداست .
دلتنگم آنچنان که: اگر بینمت به کام،
خواهم که جاودانه بنالم به دامنت
شاید که جاودانه بمانی کنار من،
ای نازنین! که هیچ وفا نیست با منت .
تو، آسمان آبی آرام و روشنی،
من، چون کبوتری که پرم در هوای تو
یک شب ستاره های ترا دانه چین کنم !
با اشک شرم خویش بریزم به پای تو،
بگذار تا ببوسمت، ای نوشخندِ صبح،
بگذار تا بنوشمت ای چشمه ی شراب،
بیمار خنده های توام، بیشتر بخند !
خورشید آرزوی منی، گرم تر بتاب!

"فریدون مشیری"



تاريخ : یکشنبه 7 مهر1392 | 12:49 | نویسنده : Mehran

ارزش هر کس به قدر هنر اوست.

حضرت علی (ع)

مصداق شعر زیبای فرخی سیستانی


شرف و قيمت و قدر تو به فضل و هنر است

نه به ديدار و به دينار و به سود به زيان

هر بزرگي كه به فضل و به هنر گشت بزرگ

نشود خرد به بد گفتن بهمان و فلان

گر چه بسيار بماند به نيام اندر تيغ

نشود كند و نگردد هنر تيغ نهان

ور چه از چشم نهان گردد ماه اندر ميغ

نشود تيره وافروخته باشد به ميان

شير هم شير بود گرچه به زنجير بود

نبرد بند و قلاده شرف شير ژيان

باز هم باز بود ور چه كه او بسته بود

شرف بازي از باز فكندن نتوان



تاريخ : یکشنبه 7 مهر1392 | 12:44 | نویسنده : Mehran

مال ریشه و مادهُ شهوات است.

مولا علی (ع)



تاريخ : یکشنبه 7 مهر1392 | 12:42 | نویسنده : Mehran

هیچکس چیزی را در دل نهان نمی دارد، مگر آنکه در سخنان ناسنجیده و رنگ رخساره اش آشکار می شود

امیر المومنین علی (ع)



تاريخ : سه شنبه 26 شهریور1392 | 20:44 | نویسنده : Mehran

شیخی  به  زنی فاحشه گفتا مستی

هر لحظه به دام دگری  پــا  بستی

گفتا شیخا هر آن چه  گویی  هستم

آیا تو چنان  که  می  نمایی  هستی

"خیام"



تاريخ : سه شنبه 26 شهریور1392 | 20:39 | نویسنده : Mehran

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند

آیا بود که گوشه چشمی به ما کنند

دردم نهفته به ز طبیبان مدعی

باشد که از خزانه غیبم دوا کنند

معشوق چون نقاب ز رخ در نمی‌کشد

هر کس حکایتی به تصور چرا کنند

چون حسن عاقبت نه به رندی و زاهدیست

آن به که کار خود به عنایت رها کنند

بی معرفت مباش که در من یزید عشق

اهل نظر معامله با آشنا کنند

حالی درون پرده بسی فتنه می‌رود

تا آن زمان که پرده برافتد چه‌ها کنند

گر سنگ از این حدیث بنالد عجب مدار

صاحب دلان حکایت دل خوش ادا کنند

می خور که صد گناه ز اغیار در حجاب

بهتر ز طاعتی که به روی و ریا کنند

پیراهنی که آید از او بوی یوسفم

ترسم برادران غیورش قبا کنند

بگذر به کوی میکده تا زمره حضور

اوقات خود ز بهر تو صرف دعا کنند

پنهان ز حاسدان به خودم خوان که منعمان

خیر نهان برای رضای خدا کنند

حافظ دوام وصل میسر نمی‌شود

شاهان کم التفات به حال گدا کنند

"حافظ"



تاريخ : پنجشنبه 7 شهریور1392 | 16:7 | نویسنده : Mehran
گرت به صاقر و صاقی و ساز میلی نیست
تو را به مرتبه عشق و حال نیلی نیست

صف نخست به مسجد توانگران باشند
خلاف آنکه به میخانه صدر و زیلی نیست



تاريخ : چهارشنبه 30 مرداد1392 | 20:25 | نویسنده : Mehran

وه که جدا نمی‌شود نقش تو از خیال من
تا چه شود به عاقبت در طلب تو حال من

ناله زیر و زار من زارترست هر زمان
بس که به هجر می‌دهد عشق تو گوشمال من

نور ستارگان ستد روی چو آفتاب تو
دست نمای خلق شد قامت چون هلال من

پرتو نور روی تو هر نفسی به هر کسی
می‌رسد و نمی‌رسد نوبت اتصال من

خاطر تو به خون من رغبت اگر چنین کند
هم به مراد دل رسد خاطر بدسگال من

برگذری و ننگری بازنگر که بگذرد
فقر من و غنای تو جور تو و احتمال من

چرخ شنید ناله‌ام گفت منال سعدیا
کاه تو تیره می‌کند آینه جمال من

"سعدی"



تاريخ : چهارشنبه 30 مرداد1392 | 20:22 | نویسنده : Mehran

نمی توان برگشت و شروع خوبی داشت ولی می توان آغاز کرد و پایانی خوب داشت.



  • دانلود بازی
  • ایرانی فون